تبليغاتX
بهشت
خلیفه خدا:

می گفتند: نوریان و موریان و حوریان.

نوریان منظور انسانها موریان حیوانات وحوریان هم ملائک. حوریان از موریان دل بردند و نوریان از حوریان دل می برند.


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


چرخه معنویت:

انسان وقتی معتقد شد مودب می شود مودب متخلص می شود متخلص سالک می شود سالک عارف می شود ومعرفت پیدا می کند . عارف طالب می شود. طلب که شدت پیدا کرد تبدیل به عشق می شود. طالب عاشق می شود عاشق زائر می شود زائر واصل می شود. چون بعد از اینکه قصد زیارت دارد واصل می شود بعد از اینکه واصل شد خودش می فهمد که چقدر فقیر است. انگاه سائل می شود سائل در می زند در را با سر می زند و کسی که در را با سر می زند

                                                                                      خدا به او سر می زند. 


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


انتظار یعنی...

روزگار روزگار انتظار وانسان منتظر است. یعنی دوران امادگی و تهیه مقدمات و فراهم سازی زمینه و پدید اوردن شرایط برای انچه که انتظار داریم و چشم به راه انیم.

اگر انتظار انتظاری راستین باشد برای منتظر دو پدیده را به ارمغان خواهد اورد:

۱.عشق به عدالت.

۲.عشق به اجرا کننده عدالت.

پس باید پیش از انتظار فرج شایستگی فرج را به وجود اورد.انگاه منتظر انقلاب بزرگ امام مهدی (عج) شد.


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


سوالات شرعی

سلام به شما کاربر عزیز شما ضمن استفاده از این وبلاگ می توانید سوالات شرعی خود را بپرسید و از ما جواب دریافت کنید طبق فتوای تمام مراجع تقلید.


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


منتظر

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

یابن الحسن روحی فداک

سر را چه باید کرد اگر به پای تو نتوان انداخت

          سر نه که در پای عزیزان بود                   بار گرانی است کشیدن به دوش

دیده را به چه کار باید گرفت اگر نتوان در خورشید سیمای تو دوخت و به مژگانش غبار راهت رفت.

          دیده را فایده انست که دلبر بیند                  ور نبیند چه بود فایده بینایی را

گوش را چه باید کرد اگر نتوان بدان اهنگ دلنشین امر تو را شنید و زنگ صدای دلکش تو رادر کام جان ریخت.

دست را چه باید کرد اگر نتوان به سینه گذاشت در رهگذر تو و اگر نتوان فرش گستراند پیش پای اقتدار تو.

پای را چه باید کرد اگر نتوان در رکاب تو در راه گذاشت و بدانچه تو می خواهی گماشت.

من نمی خواهم ان سر را که هر شوری در ان هست جز شور تو.

من نمی خواهم ان چشم را که دیدار خوشگوار ان پاکترین میسرش نیست.

من نمی خواهم ان گوش را که طنین هر بانگی در ان پیچید جز صدای دلکش تو جز داود لحن تو

من نمی خواهم ان دست را که سودن را در کار دارد ولی هرگز دامن قبای تو را در نمی یابد

وان پای را که در مقابل همه قیام می کند جز در برابر قامت دلربای تو...

انتظار حقیقی یعنی بی خود شدن و همه او شدن.

یعنی در خانه را برای او بروبی و چون سفره می اندازی جای او را در صدر خالی بگذاری یعنی...


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت