تبليغاتX
بهشت
توصیه های علامه مجلسی (3)

۲۱.از گفتاری که تو را سود ندهد پرهیز کن.

۲۲.دعا نزدیکترین راه رسیدن به خداوندمتعال است.

۲۳.کتابهایی را که در پیرامون دعا نوشته شده و اعمال مخصوص شبهاو روزها را گرد اورده تهیه کن و بر خواندن انها مواظبت کن.

۲۴.از اعمالی که در کتب معتبر شیعه و اخبار ال محمد نیامده پرهیز کن که پیامبر اکرم فرمود: عمل اندک مطابق سنت بهتر از اعمال زیادی است که بدعت باشد.

۲۵.بر نماز جعفر طیار مواظبت کن و حداقل هفته ای یکبار ان را بخوان و در هنگام سختی ها بخوان که برای قضای حوائج بسیار مجرب است.

۲۶.پنجشنبه اول هر ماه پنجشنبه اخر هر ماه و چهارشنبه اول دهه دوم هر ماه را روزه بگیر.

۲۷.ساعات شبانه روزی خود را به سه قسمت تقسیم کن قسمتی را در کسب روزی حلال قسمتی را در طلب دانش و قسمت سوم را در اشتغال به فرائض صرف کن.

۲۸.در میان شرائط استجابت دعا: حضور قلب. توصل کامل. انقطاع کامل و اعتماد کامل بر خداوند نقش اساسی دارند.

۲۹.از تاویل ظواهر شرع و از تاویل و تفسیر سخنان معصومین با رای ضعیف خود شدیدا پرهیز کن.

۳۰.اخبار و احادیث وارده در مورد صفات متقین را بسیار مطالعه کن به خصوص خطبه امیر مومنان که خطاب به همام ایراد فرمود.

 


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


شهادت فاطمه (س) بر اثر ظلم عمر

ابان ابن ابی عیاش روایت می کند:سلمان وعبدالله بن عباس گفتند:روزی که رسول خدا(ص) وفات کرد هنوز او را در خاک ننهاده بودند که مردم پیمانش را گسستند مرتد وبر خلاف انچه که او می خواست متحد شدند. علی(ع) کار رسول خدا را فراهم می ساخت تا انکه غسل و کفن وحنوط وخاکسپاری حضرت را تمام کرد. بعد از ان به گرد اوری قران اهتمام کرد وبه سفارش رسول خدا مشغول شد وانها را به خود واگذاشت. عمر به ابوبکر گفت: ای ابوبکر غیر از این مرد واهلبیتش مردم همگی با تو بیعت کرده اند کسی را نزد او بفرست.

ابوبکر پسرعموی عمر را به نام قنفذ نزد علی فرستاد و گفت: قنفذ نزد علی برو به او بگو: دعوت خلیفه رسول خدا را اجابت کن! چندین مرتبه قنفذ را فرستاد و علی نپذیرفت که نزد انها بیاید. عمر خشمگین پرید و خالدبن ولید وقنفذ را صدا زد. دستور داد تا هیزم و اتش بردارند و خود به راه افتاد تا به درگاه خانه علی و فاطمه رسید. فاطمه (س) در پشت نشسته بود و در سوگ وفات رسول خدا با جثه ای خرد ونحیف دستمالی بر سر بسته بود. عمر امد و در خانه را کوبید. نعره زد: پسر ابوطالب در را باز کن. فاطمه(س)فرمود:عمر ما را با تو چه کار که در کار خود رهایمان نمی سازی؟!

عمر گفت: این در را باز کن و گرنه ان را بر شماها خواهیم سوزاند. فاطمه(س) فرمود:عمر مگر از خدای عزوجل نمی ترسی که بر خانه ام وارد می شوی و به سرایم یورش می اوری؟

عمر نخواست که برگردد. اتش طلبید و ان را بر در خانه افکند. در را سوزاند و ان را هل داد تا وارد شود. فاطمه (س) در برابر او ایستاد و ناله زد: بابا رسول خدا!

علی بن ابیطالب از جا جست و گوشه لباس عمر را گرفت. او را بلند کرد تکانی داد بر زمین انداخت و بینی و گردنش را به خاک کوفت. امیرالمومنین می خواست عمر را بکشد اما سخن رسول خدا و سفارش او به صبر و فرمانبرداری او به یاد اورد و فرمود:پسر صهاک به خدایی که محمد(ص) را به پیامبری گرامی داشت سوگند که اگر نوشته ای که از خدا بر من رسیده نبود به تو می فهماندم که نمی توانی وارد خانه ام بشوی. عمر کسی را فرستاد تا برایش کمک بخواهد. مردم همه امدند و وارد خانه شدند. علی را در میان گرفتند و به گردنش ریسمانی اویختند. فاطمه در کنار در میان علی و مردم قرار گرفت اما قنفذ ملعون نیز او را به ضرب تازیانه گرفت. وقتی فاطمه وفات کرد در بازویش از ضربه قنفذ لعنه الله علیه چیزی مانند دمل روییده بود. قنفذ بانو را به پشت چوبه کنار در هل داده و در را بر حضرت فشرد چنان که استخوانهای پهلویش شکست و جنین او را از رحم سقط کرد. بعد از ان فاطمه پیوسته در بستر ارمیده بود تا به شهادت رسید.

                                                                                                 بحارالانوار

 


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


یار تنهای ولایت

عمر گروهی از ازاد شده های مکه ومنافقان را جمع کرد و انها را به خانه امیرالمومنین اورد. به در خانه که رسیدند ان را بسته یافتند. فریاد زدند: علی بیرون بیا. خلیفه رسول خدا تو را می خواند. علی در را به روی انها نگشود. هیزم اوردند و پای در قرار دادند. اتش هم اوردند تا ان را اتش بزنند. عمر نعره زد: به خدا سوگند اگر در را باز نکنید ان را با اهلش می سوزانم. وقتی فاطمه فهمید انها منزلش را اتش می زنند برخاست ودر را گشود. مردم پیش از انکه فاطمه خود را از انها بپوشاند به داخل هجوم اوردند. فاطمه خود را پشت در پنهان ساخت. عمر در را هل داد وفاطمه را میان در ودیوار به شدت فشرد. سپس همگی به سمت امیرالمومنین که در بستر خود نشسته بود پریدند واو را در میان گرفتند. انها گریبان علی را گرفتند بر زمین کشیدند و او را از خانه اش کشان کشان تا مسجد بردند.

فاطمه بین شوهر خود و مردم ایستاد وفرمود:

به خدا قسم نمی گذارم که پسر عمویم را ستمگرانه بر زمین بکشید. وای بر شما! چه زود در حق اهلبیت به خدا و رسولش خیانت ورزیدید! مگر رسول خدا شما را به پیروی و دوستداری به ولایت ما سفارش نفرمود که خدای تعالی فرمود:به ازای ان {رسالت}پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندانم.

بیشتر مردم به خاطر فاطمه علی را رها کردند. برای همین عمر به پسر عمویش قنفذ دستور داد با تازیانه اش فاطمه را بزند. قنفذ هم با تازیانه اش بر پشت و پهلوی فاطمه زد به حدی که او را ضعیف وناتوان کرد و بر پیکر شریفش اثر تازیانه نشست. بیشترین اسیب از همین ضربه به جنین فاطمه رسید وان را سقط کرد. همان جنینی که رسول خدا او را محسن نامیده بود.

مردم امیرالمومنین را به سوی مسجد می کشیدند تا او را نزد ابوبکر اوردند. فاطمه به مسجد امد و خود را به علی رساند تا او را برهاند اما نتوانست. به مزار پدرش بازگشت و سوزناک وسوگمندانه می سرود:

              دلم بعد تو مانده بی یاروکس                        به اه جگر سوز تو هم نفس

              پرستوی بشکسته بالم ولی                        چه میشدکه پرمیزدم ازقفس

              چوشمعی بسوزم که یارب مباد                    بمانم  به  درد  فراق  تو  بس

پس از ان ناله میزد:

وای دریغ ازتو بابای من! وای از داغ حبیبت" ابوالحسن" همان امین تو همان پدر نوه هایت حسن وحسین همان که از کودکی او را پروردی ودر بزرگی برادرش بودی. همان که بزرگترین کسی بودی که دوستش می داشتی همان دوستداشتنی ترین یارانت که او اسلامش نخستین و پیش از همه بود او که به سوی تو برترین مردمان هجرت کرد. ببین چگونه او را چون شتری به بند کشیده اند!

سپس بانو ناله ای دردناک از عمق جان برکشید گریست و فرمود:

وای یا محمد! افسوس یا حبیب من! دریغا بابای من! وای یا ابوالقاسم! افسوس یا احمد! دریغ از بی یاوری! اه از بی فریاد رسی! وای از این غم بی انتهای من! اه از اندوهی که دارم! اه از این مصیبت! وای بر این روز شوم.

بانو بی هوش بر زمین افتاد. ناله های اشک الود ومویه های مردم برخاست و مسجد پیامبر را به سوگ خانه ای تبدیل کرد.

                                                                                    بیت الاحزان فی مصائب سیده النسوان


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


توصیه های علامه مجلسی (2)

۱۱.بهترین دعایی که برای توسل به خداوند جهت تزکیه نفس شایسته است دعای هشتم و بیستم صحیفه سجادیه است.

۱۲.همه راههای وصول به سعادت در احادیث اهلبیت عصمت وطهارت بیان شده.

۱۳.از رفتار وگفتار خاندان عصمت وطهارت تبعیت کن و در اخبار واحادیثشان تدبر نما.

۱۴.محور پذیرش اعمال نیت است تصحیح نیت نیز جز با توصل وانقطاع به پروردگار امکان پذیر نیست.

۱۵.هیچ عملی بدون علم فایده ندارد علم نیز بدون عمل سودی نبخشد.

۱۶.اگر شرایط لازم رعایت شود از همه امراض روحی وجسمی رهایی می دهد.

۱۷.در هر فراز از فرازهای نماز به اسرار و رموز نهفته در ان توجه کن.

۱۸.یکی دیگر از شرایط پذیرش اعمال تقوی و پرهیزگاری است.

۱۹.صراط مستقیم راه رسول اکرم وائمه اطهار می باشد.

۲۰.بدون اگاهی در مورد حلال وحرام صحبت نکن که فتوا دهنده در پرتگاه اتش است.


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت


حدود رابطه زن ومرد

با تشکر از بازدید شما از این وبلاگ ابتدا باید معلوم شود که منظور شما از رابطه چیست؟

من در این جا به یک سئوال پاسخ می دهم: ایا خلوت کردن دو نفر نامحرم در یک مکان جایز است؟

امام. ایت الله خامنه ای و نوری:اگر کسی نمی تواند وارد ان مکان شود و انها بترسند که به حرام بیفتند ماندنشان در انجا حرام است.

ایت الله صافی: اگر کسی نمی تواند وارد انجا شود ماندنشان حرام است هر چند احتمال فساد ندهند وبه گفتگو های علمی وضروری بپردازند.

ایت الله مکارم: اگر کسی نمی تواند وارد ان مکان شود بنابر احتیاط واجب ماندنشان در انجا حرام است هر چند احتمال فساد ندهند و به گفتگوهای علمی و ضروری ومانند انها بپردازند.

ایت الله بهجت. سیستانی . وحید:اگر احتمال فساد برود ماندنشان در انجا حرام است هر چند طوری باشد که کس دیگری بتواند وارد شود.

ایت الله تبریزی و فاضل: اگر کسی نمی تواند وارد ان مکان شود- در صورتی که احتمال فساد برود- ماندنشان در انجا حرام است.


 

نوشته شده توسط زهرا در ساعت موضوع | لینک ثابت